تازه ها

در مناجات خدای متعال

بیا تا برآریم دستی ز دل
که نتوان برآورد فردا زگل

به فصل خزان در نبینی درخت
که بی برگ ماند ز سرمای سخت

برآرد تهی دست های نیاز
ز رحمت نگردد تهی دست باز

مپندار از آن در که هرگز نبست
که نومید گردد برآورده دست

قضا خلعتی نامدارش دهد
قدر میوه در آستینش نهد

همه طاعت آرند و مسکین نیاز
بیا تا به درگاه مسکین نواز

چو شاخ برهنه برآریم دست
که بی برگ از این بیش نتوان نشست

خداوندگارا نظر کن به جود
که جرم آمد از بندگان در وجود

گناه آید از بنده خاکسار
به امید عفو خداوندگار

کریما به رزق تو پرورده ایم
به انعام و لطف تو خو کرده ایم

گدا چون کرم بیند و لطف و ناز
نگردد ز دنبال بخشنده باز

چو ما را به دنبال کردی عزیز
به عقبی همین چشم داریم نیز

عزیزی و خواری تو بخشی و بس
عزیز تو خواری نبیند زکس

خدایا به عزت که خوارم مکن
به ذل ّ گنه شرمسارم نکن

مسلط مکن چون منی بر سرم
ز دست تو به گر عقوبت برم

به گیتی نباشد بتر زین بدی
جفا بردن از دست همچون خودی

مرا شرمساری ز روی تو بس
دگر شرمسارم مکن پیش کس

گرم بر سر افتد ز تو سایه ایی
سپهرم بود کمترین پایه ایی

اگر تاج بخشی سرافراز دم
تو بردار تا کس نیندازدم

تنم می بلرزد چو یاد آورم
مناجات شوریده ایی در حرم

که می گفت شوریده دلفّکار
الها ببخش و به ذلّم مدار

همی گفت با حق به زاری بسی
میفکن که دستم نگیرد کسی

به لطفم بخوان و مران از درم
ندارد به جز آستانت سرم

تو دانی که مسکین و بیچاره ایم
فرومانده نفس امّاره ایم

نمی تازد این نفس سرکش چنان
که عقلش تواند گرفتن عنان

که با نفس و شیطان برآید به زور؟
مصاف پلنگان نیاید ز مور

به مردان راهت که راهی بده
وز این دشمنانم پناهی بده

خدایا به ذات خداوندیت
به اوصاف بی مثل و مانندیت

به لبیک حجاج بیت الحرام
به مدفون یثرب علیه السلام

به تکبیر مردان شمشیر زن
که مرد وغا را شمارند زن

به طاعات پیران آراسته
به صدق جوانان نوخاسته

که ما را در آن ورطه یک نفس
ز ننگ دو گفتن به فریاد رس

امید است از آنان که طاعت کنند
که بی طاعتان را شفاعت کنند

به پاکان کز آلایشم دور دار
و گر زلتی رفت معذور دار

به پیران پشت از عبادات دو تا
ز شرم گنه دیده بر پشت پا

که چشمم ز روی سعادت مبند
زبانم به وقت شهادت مبند

چراغ یقینم فرا راه دار
ز بد کردنم دست کوتاه دار

بگردان ز نا دیدنی دیده ام
مده دست بر ناپسندیده ام

من آن ذره ام در هوای تو نیست
وجود و عدم در ظلامم یکی است

ز خورشید لطفتت شعاعی بسم
که جز در شعاعت نبیند کسم

بدی را نگه کن که بهتر کس است
گدا را ز شاه التفاتی بس است

مرا گر بگیری به انصاف و داد
بنالم که لطفت نه این وعده داد

خدایا به ذلت مران از درم
که صورت نبندد دری دیگرم

ور از جهل غایب شدم روز چند
کنون کامدم در به روی نبند

چه عذر آرم از ننگ تر دامنی
مگر از پیشاورم کای غنی

فقیرم به جرم گناهم مگیر
غنی را ترحم بود بر فقیر

چرا باید از ضعف حالم گریست
اگر من ضعیفم پناهم قوی است

خدایا ! به غفلت شکستیم عهد
چه زور آورد با قضا دست جهد ؟

چه برخیزد از دست تدبیرمان ؟
همین نکته بس عذر تقصیر ما

همه هر چه کردند تو بر هم زدی
چه قوت کند با خدایی خودی ؟

نه من سر ز حکمت به در می برم
که حکمت چنین می رود بر سرم

قابل توجه بازدیدکنندگان محترم :

- قسمت جدیدی در سایت  با عنوان " نواهای مذهبی " راه اندازی شد .
مولودی  مداحی نوحه با صدای نزار القطری ، مناجات با امام زمان (عج)
< ادامه >

- متن کامل کتاب فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد ، زندگی نامه کامل حضرت فاطمه زهرا (س) :: حتما بخوانید ....

- متن کامل کتاب چهره درخشان امام حسین (ع) ، با موضوع زندگی نامه کامل امام حسین (ع) ، حوادث قبل و بعد از عاشورا ، و ...

سلسله مقالات حیاء (2) ، ارزش حیاء

- به درستي كه براى هر دينى خوى و سيرتى است و خوى و سيرت اسلام حياء است.
- امام علی (ع) : «هر كس حياء و شرمش باعث انصاف و رفتار عادلانه با تو نشود ، دين او هم چين اثرى ندارد.»

- امام صادق (ع) : «پنج صفت است كه اگر در كسى يكى از آنها نباشد بهره درستى ندارد : اول آن ها وفاست. دوم تدبير (انديشه كردن در عاقبت كار) ، سوم حياء ، چهارم خلق نيكو ، پنجم كه در برگيرنده همه اين صفات است ، آزاد مردى است.»

- امام صادق (ع) : «اسلام شبيه انسان برهنه است كه پوشش و لباس او حياء ، آرايش و زيبايى او وقار و سنگينى ، مردانگى و جوانمردى او عمل نيكو و صالح ، و تكيه گاه او ورع است و براى هر چيزى شالوده و اصل و بنيادى است و اصل و بنياد اسلام ، دوستى ما اهل بيت است.»

- پیامبر اکرم (ص) : «بدرستيكه خداوند ، بهشت را ممنوع كرده است بر هر زشت كار زشت گفتار كم حياء، كه نسبت به آنچه مى گويد يا درباره او مى گويند ، باك و پروائى ندارد. تو اگر وضع او را بررسى كنى ، او را يا ولد نامشروع مى يابى و يا به دخالت شيطان در وقت انعقاد نطفه او پى مى برى.
به حضرت عرض‍ شد كه آيا شيطان در خلقت و تكوين انسان هم شريك مى شود ؟ آن حضرت فرمودند : آيا كلام خداوند عزوجل را در قرآن نخوانده اى كه مى فرمايد: «و در دارايى ها و فرزندانشان شركت بجوى.»

- پیامبر اکرم (ص) : «اول چيزى كه از بنده (به علت استحقاق نابودى و غضب الهى بر او) گرفته و سلب مى شود ، حياء است. پس در نتيجه آن ، ديگران را به دشمنى مى گيرد و نيز مورد دشمنى و مبغوض ديگران واقع مى شود. سپس خداوند راستى و درستكارى را از او مى برد و بر اثر آن ، خود اهل خيانت و دغل مى شود و ديگران را هم به خيانت و ناراستى متّهم مى كند. سپس خداوند رحمت و مهربانى را از او بيرون مى كند كه در نتيجه درشت خوى و سخت دل مى گردد و آئين و جامه اسلام از وجود او كنده مى شود و سرانجام شيطانى نفرين شده ، رانده و دور شده از رحمت الهى مى گردد.» < ادامه >

38 حدیث در باب حقوق همسران :

حتما بخوانید :

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود :
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد.
فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ، عرض کردم : بفرمایید. اظهار داشتند :
بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم ! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد.
ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید.
ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر ، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند.
ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود.
ای علی ! خدمت به همسر کفاره (پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است.
ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد. بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102 < ادامه >

اسرار و آداب نماز :

اعمال و صفاتى كه موجب عدم قبولى اعمال مى گردد :

از امورى كه شايسته است تمام اعمال و نمازهاى خود را از آن حفظ نموده و پاكيزه سازى تا در ضمن اعمال صالحى كه دو فرشته گمارده شده بر انسان بر خداوند عرضه مى كنند ، بر خداوند - جلّ جلاله - عرضه شود ، مواردى است كه در روايت معاذ بن جبل آمده است.

عبدالواحد به نقل از مردى مى گويد : به معاذ بن جبل گفتم : يكى از احاديثى را كه از رسول خدا (ص) شنيده اى و د��ست حفظ نموده و هر روز با دقّت متذكّر آن مى شوى ، براى من بازگو كن
گفت : بله و گريست سپس ‍ گفت : سكوت كن ، خاموش شدم.
سپس گفت : پدر و مادرم به فدايش ، در حالى كه من در پشت سر او در مركب سوار بودم و باهم راه مى پيموديم ، چشم به سوى آسمان بلند نمود و فرمود : سپاس خداوندى را كه هر چه را كه دوست بدارد درباره آفريدگانش به طور حتم مقدّر و جارى مى سازد. آنگاه فرمود : اى معاذ ، عرض كردم : لبّيك اى رسول خدا ، اى پيشواى خير و پيامبر رحمت فرمود : آيا حديثى را به تو بگويم كه هيچ پيامبرى به اُمّت خويش نفرموده است كه اگر آن را حفظ كنى در طول زندگى به حال تو سودمند خواهد بود و اگر بشنوى و حفظ نكنى حجّت خداوند بر تو تمام مى شود ؟
سپس فرمود : به راستى كه خداوند پيش از آفريدن آسمانها ، هفت فرشته آفريد و در هر آسمان فرشته اى قرار داد و آن آسمان را با عظمت خويش‍ فرا گرفت و بر دَرِ هر كدام از آنها فرشته اى را به عنوان دربان قرار داد. لذا فرشتگانى كه نگاهبان عمل بنده هستند از وقت صبح تا شب عمل او را مى نويسند ، آنگاه آن را در حالى كه مانند آفتاب مى درخشد بالا مى برند تا اينكه به آسمان زيرين مى رسند در حالى كه آن عمل در نظر آنان پاكيزه و بسيار است. ولى فرشته اى كه نگاهبان آسمان زيرين است به آنها مى گويد :
بايست و اين عمل را بر صورت صاحبش بزنيد ، من فرشته غيبت هستم هركس غيبت كند نمى گذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد و پروردگارم به من چنين دستور فرموده است.
فرداى آن روز فرشته نگاهبان بر عمل بنده همراه با عمل صالح مى آيد و از فرشته دربانِ آسمانِ زيرين مى گذرد ، در حالى در نظرش آن عمل پاكيزه و بسيار است. تا اينكه به آسمان دوّم مى رسد، فرشته دربان آسمان دوّم به او مى گويد : بايست و اين عمل را بر روى صاحبش بزن كه نيّت او از اين عمل ، متاع اندك و بى ارزش دنيا بود و من فرشته ويژه دنيا هستم و نمى گذارم كه عمل او از من به سوى ديگرى بگذرد.
حضرت فرمود : بار ديگر عمل بنده را در حالى كه به صدقه و نماز آن شادمان است ، به بالا مى برد و فرشتگان نگاهبان نيز از آن عمل خوششان مى آيد و آن را به سوى آسمان سوّم عبور مى دهد تا اينكه فرشته دربان آسمان سوّم مى گويد :
بايست و اين عمل را به روى و پشت صاحب آن بزن ، من فرشته متكبّرين هستم و مى گويد : اين عملى است كه صاحب آن به واسطه آن در مجالس مردم بر آنان تكبّر مى نمود ، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد.
حضرت فرمود : بار ديگر فرشتگان نگاهبان ، عمل بنده را در حالى كه مانند ستاره در آسمان مى درخشد و آهنگ و صداى تسبيح و روزه و حجّ از آن بلند است بالا برده و به سوى فرشته آسمان چهارم عبور مى دهند ولى فرشته دربان آسمان چهارم مى گويد : بايست و اين عمل را بر روى و شكم صاحب آن بزن ، من فرشته عجْب هستم ، زيرا او به خود مى باليد و اين عمل را با حالت عُجب انجام داده ، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد ، پس آن را بر روى صاحبش ‍ بزن.
حضرت فرمود : ديگر بار ملائكه نگاهبان ، عمل بنده را مانند عروسى كه به سوى شوهرش برده مى شود ، بالا مى برند - در حالى كه آن عمل همراه با جهاد و نماز نافله بين دو نماز واجب مى باشد و به همين خاطر صداى بلندى بسان صداى شتر و درخششى همسان نورافشانى خورشيد دارد - و به سوى فرشته دربان آسمان پنجم مى گذرانند تا اينكه آن فرشته مى گويد :
بايست ، من فرشته حسادت هستم ، پس آن عمل را به روى صاحبش بزن ، زيرا او نسبت به كسانى كه دانش آموخته و به طاعت خدا عمل مى نمودند حسادت مى نمود و بار حسادت را بر دوشش حمل مى كرد و هر گاه مى ديد كه كسى در عمل و عبادت بر او برترى دارد ، نسبت به او حسادت مى ورزيد و بر او خرده گرفته و نكوهش مى كرد. پس وى عمل خويش را بر دوش گرفته و عملش وى را لعنت مى كند.
حضرت فرمود : ديگر بار فرشتگان نگاهبان بالا رفته و عمل او را به سوى آسمان ششم عبور مى دهند تا اينكه فرشته دربانِ آسمان ششم مى گويد :
بايست ، من صاحب مهربانى و دلسوزى هستم ، اين عمل را بر صورت صاحب آن بزن و چشمانش را كوركن ، زيرا صاحب اين عمل به هيچ كس مهربانى و دلسوزى نمى نمود ، هرگاه مى ديد بنده اى از بندگان خدا گناهى در رابطه با آخرت نموده و يا ضررى در دنيا به او رسيده ، نسبت به او شماتت مى كرد ، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عمل وى از من به سوى ديگرى بگذرد.
حضرت فرمود : ديگر بار فرشتگانِ نگاهبان ، عمل بنده را بالا مى برند ، اعمالى همراه با فقه و ژرف فهمى و كوشش در عبادت و ورع و پرهيزگارى كه بسان رعد و آذرخش صدا مى كند و پرتوى مانند برق دارد و سه هزار فرشته همراه آن هستند. تا اينكه آن را به سوى فرشته دربان آسمان هفتم مى برند و آن فرشته مى گويد :
بايست و اين عمل را بر روى صاحب آن بزن ، من فرشته حجاب هستم و از عبور هر عملى را كه براى خدا نباشد جلوگيرى مى نمايم ، زيرا صاحب اين عمل خواهان رفعت و بلند پايگى در نزد فرمانروايان و ذكر خير در مجالس و شهرت و پيچش صدا در بلاد بود ، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملى از من به سوى ديگرى بگذرد ، مگر اينكه خالص باشد.
حضرت فرمود : بالاخره ملائكه نگاهبان ، با حالت سرور و شادمانى عمل بنده را كه دربردارنده خلق و خوى نيكو و سكوت و ياد فراوان خداست و همه فرشتگان آسمانها و ملائكه هفتگانه همگى در پى آن روانند ، بالا مى برند و تمام حجاب ها را زير پا مى گذارند و مى گذرند ، تا اينكه در پيشگاه خداوند ايستاده و به عمل صالح و دعاى او گواهى مى دهند ، ولى خداوند مى فرمايد :
هر چند شما نگاهبانان عمل بنده من هستيد ولى من مراقب امورى كه در نَفْس او مى گذرد نيز هستم ، مقصود وى از انجام اين عمل ، من نبودم ، لعنت من بر او باد !
آنگاه ملائكه مى گويند : لعنت تو و لعنت ما بر او !
راوى مى گويد : سپس معاذ گريست و گفت : عرض كردم اى رسول خدا (ص) چه عملى انجام دهم ؟
فرمود : اى معاذ ، در يقين و باور به پيامبرت اقتدا نما ، گفت : عرض كردم : شما پيامبر خداييد و من معاذ بن جبل.
فرمود : اى معاذ ، اگر در عملت تقصير و كوتاهى است ، پس زبان خويش را از بدگويى برادران دينى و حاملان قرآن نگاه دار. و گناهانت بر گردن خودت باشد و آنها را بر دوش برادرانت مَنِهْ و خويشتن را با نكوهش و سرزنش نمودن برادرانت ستايش مكن و با پايين آوردن مقام برادرانت خود را بالا مبر و عمل خويش را با قصد ريا انجام مده و از دَرِ دنيا در آخرت داخل نشو و در مجلس خود فحش و ناساز مگو تا مبادا همنشينانت به واسطه بدخويى تو دورى كنند و در حضور هيچ كس با ديگرى سخن درگوشى مگو و نسبت به مردم اظهار بزرگى مكن تا مبادا خيرات دنيا از تو قطع شود و مردم را پاره پاره مكن تا مبادا سگ هاى اهل آتش جهنّم تو را پاره پاره كنند كه خداوند مى فرمايد : وَالنّاشَطاتِ نَشْطاً. (نازعات ، 2)
- سوگند به فرشتگانى كه [روح اهل ايمان] را با نشاط و آسايش ويژه اى [از بدن هايشان] قبض مى كنند.
آيا مى دانى ناشطات چيست ؟ آنها سگ هاى هستند كه گوشت و استخوان اهل آتش جهنّم را تكّه و پاره مى كنند.
عرض كردم : چه كسى تاب و طاقت عمل به اين امور و خصلت ها را دارد ؟
فرمود : اى معاذ ، آگاه باش كه مسلّماً انجام اين امور براى هر كس كه خداوند براى او آسان كند ، راحت و آسان خواهدبود.

راوى مى گويد : معاذ حديث را بيشتر از تلاوت قرآن ، مى خواند.

< ادامه >

انتظار

- حضرت امام صادق (علیه السلام) یکی از شرایط پذیرفته شدن عبادت بندگان را انتظار حکومت حضرت قائم اروحناه فداه برشمرده اند ، و پس از بیان این موضوع فرموده اند :
برای ما دولتی است که هرگاه خداوند بخواهد آن را می آورد. سپس فرمودند : کسی که دوست دارد از اصحاب قائم (عج) باشد ، باید منتظر ظهور باشد و به ورع و اخلاق نیکو رفتار کند ، در حالی که در صراط انتظار گام بر می دارد ، پس در این حالت اگر مرگ او فرا رسد و قائم بعد از او قیام کند ، پاداش او همانند کسی است که آن بزرگوار را درک می نماید. پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارا باد بر شما ای گروهی که مورد رحمت خدا هستید.

- پس شخصی که خود را صالح می پندارد ، باید منتظر ظهور مصلح باشد ، همان گونه که "خلقی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد ، باید خود صالح باشد."
< ادامه >

توجه به حضرت بقیة الله لازم است

- بزرگانی که وظیفه داشتند و دارند مردم را با این موضوع بسیار مهم که در عالم هستی تأثیر عظیم دارد آشنا نمایند ، سهل انگاری کردند و با غفلت و بی توجهی جامعه شیعه در گذشته و حال از این مسأاله مهم و حیاتی ، جهان همچنان از نعمت ظهور حضرت بقیة الله اعظم اروحناه فداه بی بهره است و بر اثر دوری و غیبت آن سرور عالم هستی به نعمت تکامل در تمام ابعاد علمی و معنوی دست نیافته اند و همچنان زور و زر و تزویر بر جهان و جهانیان حکومت می کند و ادامه حکومت لعنت شده حبتری ملیارد ها انسان مسلمان و غیر مسلمان را در چنگال خونبار خود گرفتار نموده است.
جامعه ما آنگونه در مسائل دنیوی غرق شده و آنچنان چشم به اسباب دوخته که مسبّب الاسباب را فراموش کرده است ، درست است که دنیا سرای اسباب است و ما باید برای کارهای خود در پی اسباب و وسیله باشیم ، ولی این نباید تا به آن حد باشد که سبب آفرین را فراموش نماییم. جامعه ما ، هم به خداوند که مسبب الاسباب است کم توجه می باشد و هم از ولّی و جانشین او غفلت می ورزد.
< ادامه >

توجه به وظایف دوران غیبت

- پاسخ این سوالات این است که ما با عصر غیبت و تاریکی و ظلم و ستم در آن گره خورده ایم , به حدی که مجذوب ظلم و ظلمت گشته و به آن خو گرفته و معتاد شده ایم !! و اعتیاد یک قدرت بسیار قوی برای کشاندن انسان ها به طور ناخودآگاه به سوی خوبی ها و یا بدی هاست !!

- اعتیادهای های اجتماعی قدرتی بسیار بیشتر از اعتیادهای فردی دارند و آسان تر می توانند انسان را به سوی چیزی که اجتماع به آن خو گرفته است ؛ بکشاند. یکی از عادت های شوم اجتماعی که جامعه ما را به خود گرفتار نموده و در بند اسارت کشیده است , خو گرفتن به وضع موجود و سازش با آن است به گونه ایی که هرگز درباره آینده حیات بخش و نجات دهنده فکر و اندیشه ایی نکنند.

- آیا سزاوار است در میان هفت ملیارد جمعیّت انسان در سراسر جهان تعدادی بس اندک با مفاسد عصر غیبت آشنایی داشته باشند ؟؟ چرا نباید همه انسان ها از ارزش انسانی خود با خبر باش��د و بدانند در صورتی دارای قدر و بها هستند که بتوانند به خداوند و جانشین او در این روزگار توجه داشته باشند ؟؟؟ < ادامه >

وصایای امام سجاد

اى بنده ‏هاى خدا بدانيد كه براى مشركان نه ترازوئى در ميان است و نه نامه اعمالى و همانا بى حساب گروه گروه به دوزخ رو��د و همانا ميزان و نامه اعمال براى مسلمانان است اى بنده‏ هاى خدا از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه خداى تعالى شكوفائى دنيا را براى احدى از دوستانش دوست ندارد و آنها را بدان و به شكوفائى نقد و خرمى آن تشويق نكرده و همانا دنيا را و خلق آنرا آفريده تا آنها را بيازمايد كه كدام خوش كردارترند براى آخرت و به خدا سوگند من در اين باره براى شماها مثلها زدم و آياتى براى خردمندان آوردم ، پس اى مؤمنان از آن مردمى باشيد كه خردمندند و لا قوه الا بالله. < ادامه >

زن و پاکی

- امروزه شیطان های داخلی و خارجی ، هدف خود را از بین بردن پاکی قرار داده اند ، چرا که همه می دانند که نقطه ضعف یک جامعه در کجای آن است و خداوند و ائمه او نیز در آیات و احادیث این نقاط را برای ما روشن کرده اند.
جامعه ایی که ارزش های آن جنسی شود و تمتعات جنسی ، هدف مردم آن جامعه باشد ، این جامعه شاید از لحاظ علمی به ظاهر پیشرفت کند ، اما سعادتی در کار نخواهد بود.
همه دشمنان این را به خوبی می دانند که جامعه ایی که در آن انسان های پاک و خالص نباشند در مقابل نابودی خود هیچ مقاومتی نخواهد کرد.

- در تاریخ داریم ، که هرگاه مادری با سواد و کمالات و پاک ، در جایی به پرورش فرزندانش مشغول بود ، فرزندانی خداجو و عالم ، از آن خانواده بر می خاست و هر گاه زنی در خانواده ایی ، تحقیر شده بود ، فرزندانی نه چندان درست و بعضا راهزن و ... به جامعه تحویل می داد.

- خداوند متعال خواهان سعادت انسان هاست و از آن جایی که بخش اعظمی از زمینه های این سعادت منوط به پاک بودن زنان است ، بنابراین حدود پاکی زنان را مشخص نموده که اجرای آن ، نه تنها به نفع زنان است ، بلکه بالاتر از آن تضمین بخشی از سعادت انسان های جامعه است. و بنابراین ، خداوند برای عدول از اجرای این حکم ، مجازاتی را قائل شده و این موضوع امری طبیعی است ، زیرا این موضوع ، موضوع شخصی و یا خانوادگی نیست ، بلکه یک موضوعوعی است که تمام بشر به آن وابسته است.

- روایت شده که یکی از اصحاب امام محمد باقر (علیه السلام) گفت :
در کوفه زنی را تعلیم قرائت قرآن می دادم ، وقتی با او جزیی مزاح کردم. پس چون به خدمت آن جناب شرفیاب شدم ، با من عتاب کرد و فرمود هر که در خلوت مرتکب گناهی شود ، خداوند به او اعتنایی نخواهد کرد. چه گفتی با آن زن ؟
گفت : من صورت خود را از شرم پوشانیدم و توبه کردم.
حضرت فرمود دیگر به این کار شنیع عود مکن.
< ادامه >

حضور حضرت فاطمه در جبهه های جنگ ؟

در سطور گذشته اين بحث از نظر شما خواننده ى گرامى گذشت كه فاطمه عليهاالسلام پس از فروكش نمودن آتش جنگ به ميدان «احد» رسيد و هنگامى كه ديدگانش به چهره ى نورافشان پدر افتاد و زخمها و خونها را نظاره كرد ، با قلبى اندوهگين اما درايت و توانمندى بسيار به شستشوى خونها از چهره ى پدر پرداخت و تكه حصيرى را سوزانيد و خاكسترش را بر روى زخمها نهاد. اين نكته حقيقتى است كه آن مورخان نوشته اند و درست هم بنظر مى رسد اما در روزگار ما برخى اين واقعيت را گرفته و بهانه اى براى اهداف شوم و سوژه اى براى نمايشنامه هاى زشت خويش ساخته و با وقاحت و اصرار بسيار نوشته اند كه :
«فاطمه در ميدان پيكار حاضر مى شد و به پانسمان و درمان مجروحان جنگ مى پرداخت.»
راستى من نمى دانم هدف اين بدانديشان يا اشتباه كاران از ترويج اين نارواها و پخش و نشر اين بهتان ها چيست؟
آيا برآنند تا شكوه معنوى و قداست و پاكى دخت سرفراز پيامبر فاطمه عليهاالسلام را لكه دار سازند ؟ يا بر اين انديشه اند كه با اين بافته ها و ساخته ها ، راهى براى اختلاط زن و مرد بيابند ؟ < ادامه >

زن از منظر اسلام

اسما بنت یزید خطاب به رسول خدا (ص) :

خداى تعالى تو را به حق مبعوث كرد به سوى مردان و زنان (عالم) و ما به تو ايمان ‏آورديم و به معبود تو كه تو را فرستاده نيز ايمان آورديم و ما طايفه زنان محصور در چهار ديوارى ‏خانه ‏ها و تحت ‏سيطره مردان هستيم و در عين حال پايه و اساس خانه و زندگى شما مردانيم ، ‏اين مائيم ‏كه شهوات شما را بر مى ‏آوريم و به فرزندان شما حامله مى ‏شويم و اما شما مردان در دين اسلام برترى ‏هايى بر ما يافته ‏ايد ، شما به نمازهاى جمعه و جماعت و به عيادت‏ بيماران و به تشييع جنازه مى ‏رويد ، همه‏ ساله مى ‏توانيد پشت ‏سر هم به‏ حج برويد و از همه ‏اينها ارزنده ‏تر اين كه شما مردان مى ‏توانيد در راه خدا جهاد كنيد و چون شما به سوى حج و يا عمره ‏و يا به سوى جهاد مى ‏رويد اموال شما را حفظ مى ‏كنيم و براى شما پارچه مى ‏بافيم تا لباس برايتان بدوزيم و اموال شما را تر و خشك مى ‏كنيم ، (در نسخه ‏اى ديگر آمده اولادتان ‏را تربيت مى ‏كنيم) پس آيا در اجر و ثواب با شما شريك نيستيم ؟
حضرت با همه رخسارش ‏روى به اصحاب خود كرد و سپس فرمود :
آيا سخن هيچ زنى بهتر از سؤال اين زن ‏درباره امر ديني اش شنيده ‏ايد ؟
عرضه داشتند : يا رسول الله ، هيچ احتمال نمى ‏داديم زنى به ‏چنين مطالبى راه‏ پيدا كند ، آنگاه رسول خدا (ص) متوجه آن زن شد و سپس به وى فرمود :
اى زن برگرد و به همه زنانى كه اين سؤال را دارند ، اعلام كن كه همين‏ كه شما به خوبى شوهردارى كنيد ، خشنودى او را به دست آوريد و تابع موافقت او باشد ، اجر همه ‏اينها معادل است با اجر همه آنهايى كه براى مردان شمردى ، زن برگشت در حالى ‏كه از شدت خوشحالى مكرر مى‏ گفت : لا اله الا الله، الله اكبر
< ادامه را حتما بخوانید >